دودکش ها انواع آزمایش شوینده شناسایی

دودکش ها: انواع آزمایش شوینده شناسایی استفاده آزمایشگاه مواد شوینده شیر سالم

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری فمینیسم افراطی و آسیب‌های آن در آثار «تهمینه میلانی»

تصویر معروفی از سال 1914 باقی مانده که در آن، دو پلیس مرد یک سافروجت را دستگیر کرده اند. سافروجت به معنی حق رای دادن است و اصطلاحی بود که در آن سال ها به بعضی ا

فمینیسم افراطی و آسیب‌های آن در آثار «تهمینه میلانی»

فمینیسم افراطی و آسیب های آن در آثار «تهمینه میلانی»

عبارات مهم : مردان

تصویر معروفی از سال 1914 باقی مانده که در آن، دو پلیس مرد یک سافروجت را دستگیر کرده اند. سافروجت به معنی حق رای دادن است و اصطلاحی بود که در آن سال ها به بعضی از اعضای موج نخست فمینیسم اطلاق می شد.

تصویر معروفی از سال 1914 باقی مانده که در آن، دو پلیس مرد یک سافروجت را دستگیر کرده اند. سافروجت به معنی حق رای دادن است و اصطلاحی بود که در آن سال ها به بعضی از اعضای موج نخست فمینیسم اطلاق می شد. زنانی که جهت کسب نخستین مطالبه مدنی خود، یعنی رای دادن تلاش می کردند و تحت تاثیر سبک های اعتراضی روس ها، مثل اعتصاب غذا بوده اند.

این نخستین داشته ها و دانسته های ما از شروع به کار فمینیست هست. یعنی پیش از این که این کمپین دچار تقسیمات لیبرال و رادیکال و سوسیالیستی شود، با گذر وقت و زیاد کردن اقبال عمومی نیست به این جریان، چه از سوی زنان و چه از سوی مردان- آیا که فمینیست ها تنها زن ها نیستند- ابعاد متفاوت تاثیرگذار در یک جامعه شروع به واکاوی این عنوان کردند.

فمینیسم افراطی و آسیب‌های آن در آثار «تهمینه میلانی»

چیزی نگذشت تا مطالبات مدنی فمینیست ها از حق رای، حق مالکیت و حق طلاق به حضور زنان در جبهه های عمومی جامعه کشیده شد و جنس سهم خواهی ها هم عوض کردن کرد. عمومی تر شدن مکتب فمینیسم از یک طرف باعث شد مبانی فرهنگی- هنری یک جامعه مثل نقاشی، معماری، سینما و… تحت تاثیر آن قرار بگیرند و از طرف دیگر به محض این که طیف وسیع تری از مردم با آن آشنا شدند، افراطی گری هم جان گرفت. درست شبیه به خیلی از رویکردهای دیگر فرهنگی اجتماعی که بارها رخ می دهد و رسالتشان از ریل همیشگی، طبیعی و نرمالش خارج می شود و رنگ و رویی غیرمنطقی می گیرد و حتی به بدنه ماجرا آسیب می زند.

دختری که زیر بار فضای پدرسالارانه حاکم بر منزل هست. زنی که تمام سهمش از زندگی تحمل کتک های بی امان همسر هست. زنی که محکوم به پذیرفتن تمام قوانینی است که مردهای منزل اش بر او روا می دارند و خودش حتی ذره ای حق گزینش ندارد. دختری که همه آرزویش از زندگی ادامه تحصیل هست، ولی پدر خانواده اعتقادی به این قرتی بازی ها جهت دختر جماعت ندارد. دختری که جهت تمام کارهای زندگی اش موظف است به برادری بزرگ تر جواب بعد بدهد، چون او مرد است و رییس خانه.

تصویر معروفی از سال 1914 باقی مانده که در آن، دو پلیس مرد یک سافروجت را دستگیر کرده اند. سافروجت به معنی حق رای دادن است و اصطلاحی بود که در آن سال ها به بعضی ا

این ها و هزاران نمونه شبیه به این، کلیشه ای ترین قالب های ذهنی ما از ظلم هایی است که به زنان یک جامعه، به خاص جامعه دنیا سومی روا می شود. تصاویری که خالص ترینش را می توانیم در اخبار حوادث روزنامه ها بخوانیم.

از طرف دیگر جامعه ای که تحت تاثیر این اخبار قرار می گیرد، ناخودآگاه زبان فرهنگ و هنرش عوض کردن می کند و به نقاشی و معماری و سینمای مطالبه گرش که نگاه می کنید، طعم تلخ همین حوادث را می دهد. حال تصور کنیم که یک هنر بخواهد در سطح همین کلیشه ها باقی بماند. انگار که تمام مطالبات مدنی خانمانه اش در همان موج اول و دوم فمینیسم گیر کرده است و نتوانسته خود را با پیشرفت زمان، جامعه، مردم و افکارش تطبیق دهد. آن وقت است که هنرمند که موظف است همواره جلوتر از جامعه و وقت و تاریخش باشد، نه تنها جلوتر نیست، بلکه خیلی هم عقب می ماند.

در چنین شرایطی آن جامعه و مردمانش در مواجهه با این هنر به دو بخش تقسیم می شوند. یک بخش آن ها که از هنرمند خود پیشی گرفته اند که پی گیری آثار او برایشان چیزی جز خمودی و ناامیدی ندارد. بخش دوم ولی آن هایی هستند که هم راستا با همان هنرمند شاید هم عقب تر فکر می کنند. این طیف ابتدا با توهمی از آگاهی رو به رو می شوند که تصور می کنند به خوبی از چالش های جامع آگاه اند، ولی از این هم بدتر آن است که چنین افرادی سطح کنش های اجتماعی را تا حد خودشان پایین می کشند و نتیجه چیزی جز دور ماندن از نشانه مهم و گم شدن آن نیست.

فمینیسم افراطی و آسیب‌های آن در آثار «تهمینه میلانی»

نتیجه دقیقا می شود همان اتفاقی که شاید در جامعه خودمان به خوبی می توانیم لمسش کنیم. جامعه ای که بخش گسترده ای از زنانش شاید فراموش می کنند چقدر باید مراقب سلامتی پوست و مو و دندان هایشان باشند، ولی از آخرین مدل کرم پودر آمریکایی غافل نمی شوند! زنانی که به زور در طول سال یک کتاب مطالعه می کنند، ولی حواسشان است موقع ازدواج مهریه اوج طلب کنند تا به خیال خودشان زندگی ارزش تضمین شود!

بد نیست همین اول ماجرا بگوییم که نگارنده نه منتقد سینماست و نه دانش خاص ای راجع به آن دارد. در عالی ترین حالت یک مخاطب علاقه مند به سینما و زیاد از آن یک جست و جوگر در امور مربوط به زنان هست. با این وجود باری بررسی این عنوان یعنی «افراطی گردی در فمینیسم» سراغ کارنامه تهمینه میلانی رفتیم. کارگردانی که عموم مردم او را با فیلم های خانمانه اش می شناسند. فیلم هایی که یک هیرو زن به دنبال نداشته هایش هست. زنان زخم خورده! دو کلمه ای که شخصیت زنان حاضر در فیلم های تهمینه میلانی را به تصویر می کشد.

تصویر معروفی از سال 1914 باقی مانده که در آن، دو پلیس مرد یک سافروجت را دستگیر کرده اند. سافروجت به معنی حق رای دادن است و اصطلاحی بود که در آن سال ها به بعضی ا

زنان زخم خورده و البته کمی هم کرم خرد. این شاید عبارت بهتری باشد جهت زنان جامعه هنری میلانی. از شخصیت فرشته در فیلم «دو زن» گرفته که با وجود تمام آزارهای حس عاشق پیشه، بعد از تصادف و زندانی شدنش از نامزدش می خواهد پول دیه جهت حسن بپردازد، تا همین ملیح «ملی و راه های نرفته اش» که با وجود تمام آزارهای همسرش سیامک باز هم بعد آزاد شدن از زندان او را می بخشد.

جای می خواندم که راجع به آثار میلانی نوشته بود: «دغدغه های جامعه شناسانه اش همواره یادآور تعصب او جهت احقاق حقوق پایمال شده است زنان هست. زنانی که او تصویر می کند، اکثرا در رویارویی با جامعه مردسالار سر به عصیان گذاشته اند.»

فمینیسم افراطی و آسیب‌های آن در آثار «تهمینه میلانی»

این دقیقا یکی از همان نقاط عطف در بررسی کارنامه این کارگردان ا ست. این که به نظر بسیاری از مخاطبان سینما، فیلم های میلانی زیاد از این که نمایشی از احقاق حقوق زنان باشد، زیاد در تلاش است تا صورت ای هیولایی از مردان نشان دهد که این یکی از مهم ترین آسیب های فمینیسم افراطی هست. دیدگاهی که مردان را دیوهای دوسری نشان می دهد که چیزی جز هوسرانی بلد نیستند، علاقه و دوستی سرشان نمی شود، عموما رفتارهای عصبی دارند، که نشئت گرفته از تربیت های غلطشان است و همه عمرشان با ظلم و ستم به زن ها می گذرد.

درواقع شخصیت پردازی آن دسته از آثار میلانی که برپایه فضای خانمانه ترسیم می شود، تماما سیاه و سفید هست. سیاه به اندازه همان حسن که بعد تمام آزارهایی که به فرشته می دهد، باز هم محبتش را فراموش می کند و همسرش رامی کشد و سفید به اندازه همان فرشته که انگار نه تنها هیچ بدی در وجودش پیدا نمی شود، بلکه ذره ای هم ذکاوت ندارد تا بفهمد چنین پسری تا چه اندازه جهت او و زندگی اش خطرناک است.

اما اتفاق خوبی که در مسیر شخصیت پردازی های میلانی رخ می دهد، پیوستاری است که آن ها از ضعف مفرط تا قدرت نمایی های عجیب و غریب طی می کنند. فرشته «واکنش پنجم» را به خاطر دارید؟ زن منزل ای که همسرش را از دست داده بود و پدرشوهرش از او خواسته بود یا با پسر دیگرش ازدواج کند، یا فرزند هایش را از او خواهند گرفت.

این شرط باعث می شود زنی همچون فرشته که با توجه به توصیفات روند داستان نشان می دهد زنی حسابی وابسته هست، تصمیم می گیرد فرار کند و مشکل های زیادی در این راه می کشد. یا در آخرین کارش ملیحه، یک شاگرد خیاطی که در خانواده ای میانگین رشد کرده، تصمیم به خودکشی می گیرد.

این نگاه البته به همان اندازه که می تواند تا حدی بخش مثبت کارهای میلانی محسوب شود، به همان اندازه هم نقطه ضعف هست، آیا که در آثار میلانی هیچ زن پیش رویی وجود ندارد. زنی که اهل ماجراجویی باشد، یا زنی که به دنبال استقلال یا حقوقش برود. زن های حاضر در آثار این کارگردان عموما از سر ناچاری تصمیم می گیرند کاری متضاد با ماهیت وجود خودشان نشان دهند.

درواقع میلانی جهت ایجاد ساز و کاری که بحثش را پیش ببرد، عموما از پایین ترین ساحت زنان استفاده می کند، یا اگر قشر مورد نظرش طبقه میانگین هم هستند، زنانی نسبتا ضعیف مورد بررسی قرار می گیرند. این در حالی است که شاید چنین رویکردهایی 10 سال گذشته کمی مخاطب داشت، ولی در جامعه فعلی چنین نگاهی عملا کمکی به فضای خانمانه نخواهدکرد. جامعه ای که حسابی پوست انداخته و اوضاع زنانش عوض کردن کرده و بخش اعظم دانشجویانش را دختران تشکیل می دهند که میل به ازدواج در آن ها کم کردن یافته، در بخش عمومی جامعه حضور دارند و شغل های زیادی را به عهده می گیرند.

این رویکرد در جامعه ای که مطالبه گرانش به دنبال گرفتن سهم زنان در وزارت منزل ها هستند و ائتلاف های انتخاباتی که تجمع زنان در آن زیاد هست، مورد اقبال خاص ای قرار می گیرد، دقیقا همان عقب ماندن هنرمند از جامعه است.

به طور کلی تهمینه میلانی 14 فیلم ساخته که «افسانه آه»، «واکنش پنجم»، «تسویه حساب»، «دو زن» و این آخرین یعنی «ملی و راه های نرفته اش»، فیلم هایی تماما خانمانه و با نگاه فمینیست گرایانه هستند. نقطه یکسان تمام این فیلم ها، ستم کردن و فریب دادن زنان، حضور مردهایی شیطان صفت، تمرکز روی قشر منفعل جامعه زنان و در بعضی از آن ها انتقام گرفتن هم وجود دارد.

از نظر بسیاری از منتقدان ولی افراطی ترین نگاه فمینیستی در اثار میلانی در «تسویه حساب» خود را نشان داد. چهار دختر زندانی که به دلایل متفاوت زندانی می شوند و بعد آزادی تصمیم می گیرند از مردها انتقام بگیرند. آن ها به شکل غلو شده است ای در طول فیلم اداهای مردانه از خود نشان می دهند و مثل فیلمنامه های دیگر مردان را شبیه جلاد می بینند.

پس از این که مردان را به دام می اندازند، آن ها را به صندلی می بندند و مورد ضرب و شتم قرارشان می دهند و از این کار و درد کشیدن مردان لذت می برند. درواقع این فیلم زیاد از این که ظلم وارد شده است به زنان و حقوق پایمال شده است ارزش را نشان دهد، تصویری از انتقام و نفرت جویی ذهن میلانی نسبت به مردان هست. گویی که این فیلم تسکینی است جهت خودش!

البته با وجود همان پوست اندازی هایی که در جامعه رخ داده هست، بدون شک همین لحظه در پیشرفته ترین کشورهای دنیا هم به زنان ظلم می شود. هنوز هم در بسیاری از کشورهای دنیا اولی دستمزد زنان و مردان در یک کار برابر مساوی نیست. هنوز هم از زنان به خاص در صنعت های مد و لباس استفاده های ابزاری می شود.

هنوز هم شوخی ها و عبارت های جنسیت زده در بسیاری کشورها و بین مردمانشان عادی هست. هنوز هم زنان جهت داشتن بسیاری از حقوق حداقلی ارزش مجبور به جنگ شبانه روزی هستند. با این که در قرن بیست و یکم هستیم و یک دوم جمعیت دنیا و دوسوم کارهای دنیا را زنان تشکیل می دهند، ولی تنها 10 درصد درآمد جهانی و کمتر از یک درصد دارایی های دنیا جهت زنان است.

از یک میلیارد بی سواد دوسوم زنان هستند و 60 درصد از کودکان محروم از آموزش دوره ابتدایی را دختران تشکیل می دهند. بی شک نگارنده به تمام این ضعف ها آگاه هست، ولی مسئله این جاست که نحوه مقابله با این معضل چیزی که خیلی ها تصور می کنند، نیست.

همان طور ک در ابتدای گزارش هم عنوان شد، موج نخست فمینیست که تا سال 1960 ادامه داشت، به نقد نقش محدود زنان در جامعه و هم چنین اوضاع نامساعد آن ها می پرداخت و کمتر هدفش سرزنش جنس برابر بود. موج دوم ولی تمرکزش را معطوف محدودیت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کرد. نکاتی راجع به نابرابری های رسمی و غیررسمی در خانواده و محل کار، حقوق مربوط به باروری و خانمانه نگری از جمله آیتم های مورد نظر این موج بود. ولی موج سوم می گوید باید به طور کلی این مدل های مردانه را کنار گذاشت و جهت زن ماهیت مستقل تری قائل شد.

این مکتب در تمام این سال ها مورد نقدهای متفاوت قرار گرفته و در حال حاضر همه فمینیست ها به اصل عنوان تلاش جهت احقاق حقوق زنان معتقدند، ولی در مورد ستم دیدگی و روش های مبارزه با آن است که اختلاف نظر وجود دارد. مقوله ای که به خاطر بعضی از همین اختلاف نظرها و افراطی گری هایی که پیش تر هم ذکر شد، حالا دچار عوارض هم شده است است.

کافی است جست و جویی کوتاه در اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … کنید تا ببینید مانیفست های مربوط به احقاق حقوق زنان چقدر طرفدار دارد. حتی در بین مردان، آن دسته که خودشان را زیاد طرفدار حقوق زنان نشان می دهند، هم زیاد مورد مقبولیت قرار می گیرند و همین این که روشن فکرتر به نظر می رسند. البته که این عنوان به خودی خود آسیب زا نیست، ولی آسیب از زمانی شروع می شود که پیشروهای یک جامعه که وظیفه آگاه سازی را برعهده دارند، نویسندگان، کارگردان ها، نقاشان، عکاسان و سایر اشخاص برجسته و تاثیرگذار، خودشان آگاهی پایینی نسبت به ماجرا دارند.

حتی این فضا می تواند با استفاده ابزاری جهت رسیدن به شهرت و مقبولیت همگانی به تهدیدی جدی هم جهت زنان تبدیل شود. در نتیجه در این بین بیش از هر نهاد و ارگان و شخصی، فرد به فرد زنان مسئولیت مهم را برعهده دارند. زنانی که با رسیدن به آگاهی، گرفتن حق اشتغال را در پیش از ازدواج مقدم بر تعداد سکه های مهریه ارزش می دانند. زنانی که خودشان را می شناسند، مطالعه می کنند، به دنبال مطالبه گری هستند و تلاش می کنند راهش را یاد بگیرند.

زنانی که از حق و حقوقشان زیاد از یک عبارت «من فمینیستم» را بلدند. نیازی هم ندارند ژست روشن فکری بگیرند تاب ه بقیه نشان دهند چقدر بارشان هست، ولی هنگامی که که باید، مثل یک زن واقعی برابر هر حرف زوری می ایستند و یک نفره همه دنیا را آن شکلی که می دانند درست هست، رهبری می کنند.

اخبار فرهنگی – هفته نامه چلچراغ /برترینها

واژه های کلیدی: مردان | مردانه | فمینیست | تهمینه میلانی | اخبار فرهنگی و هنری

فمینیسم افراطی و آسیب‌های آن در آثار «تهمینه میلانی»

فمینیسم افراطی و آسیب‌های آن در آثار «تهمینه میلانی»


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog